گریه ای بر طلای هادی ساعی

وقتی هادی ساعی بازی ۴-١ باخته رو با نتیجه ۴-۶  پیروزشد گریه ام گرفت برای:

١-برای هادی ساعی که حقش نبود بره المپیک ولی رفت و با طلا برگشت.برای اون وقتایی که ممنوع التصویر بود.

٢-برای یوسف کرمی که حقش بود بره المپیک ولی نرفت و برخلاف خیلی از ما ایرانیها برای کسی که حقشو خورد دعا کرد و برای پیروزیش گریه کرد.

٣-برای  مهدی بی باک و گریه از ته دلش تو یه برنامه زنده تلویزیونی.

۴-برای مسئولان ورزش ایران که الان می تونند خودشونو پشت کوهی به بزرگی هادی ساعی پنهان کنند.

۵-برای بدبختی ملتی که آستانه گریه بربزرگترین شادی های زندگیشون اینقدر پایین اومده.

۶-برای دلقکی به نام جواد خیابانی که آشکارا به شعور همه ما ایرانیها توهین می کنه.

می دونید چیه کاش بلد بودم بشینم و های های گریه کنم.

 

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ شهریور ،۱۳۸٧


پشت پرده انصراف حسین رضازاده از حضور در المپیک

 

1-      شرط اول ایوانف  که یکی از معروف ترین و بزرگ ترین مربیان وزنه برداری دنیا ازجمله مربی و کاشف نعیم سلیمانوف نایغه وزنه برداری دنیا بود در زمان آغاز مذاکره با فدراسیون وزنه برداری ایران برای قبول تصدی سر مربی گری تیم ملی جوانان وزنه برداری در آن زمان  اجازه استفاده علمی از دارو بود.به عقیده ایوانف که علاوه بر مربی بزرگ ,متخصص بسیار بزرگ  در استفاده به موقع از دارو به صورت علمی بود و هست استفاده از دارو به موقع  و به اندازه کافی تبدیل به یک شرط لازم در ورزش دنیا برای موفقیت شده است, اجازه استفاده از دارو به صورت علمی و تامین بودجه لازم برای این کار شرط اول این مربی بزرگ برای شروع کار در ایران  بود.در واقع ورود این مربی بود که باعث تحول فوق العاده در وزنه برداری ایران شد.

2-آقای خ (مربی تیم ملی وزنه برداری در المپیک سیدنی و چند مسابقه جهانی)از زمان گرفتن تست فدراسین جهانی از اعضای تیم ملی وزنه برداری نقل می کند که:در آن زمان, اعلام فدراسین جهانی برای گرفتن تست آنقدر غیر منتظره بود که در زمان اعلام آن ,نماینده فدراسیون جهانی در هنگامی که به ما اعلام کردند که اعضای تیم برای دادن تست در روز بعد آماده باشند در هتل استقلال بدون آگاهی ما اقامت داشت و ما فقط برای دادن تست اعضا تا صبح روز بعد وقت داشتیم در جلسه ای که ما همان شب در فدراسیون داشتیم تصمیم بر آن شد که به علت نداشتن راه چاره برای رفع این مشکل ,ما فقط حسین رضا زاده اسطوره و نماد وزنه برداری خود ر ا به شیوه ای از این وضعیت خلاص کنیم و همگی بر مثبت بودن تست دوپینگ بقیه اعضا اتفاق نظر داشتیم.کما اینکه صرفا توانستیم حسین رضازاده را با گزارش مصدومیت ساختگی فدراسیون پزشکی ورزشی که با هماهنگی مقامات عالی رتبه  سازمان تربیت بدنی آماده شده بود از اردو خارج کنیم.تا از آزمایش دوپینگی که نتیجه آن مثبت بود رهایی یابد.(فدراسیون جهانی دقیقا همین کار را با روسیه, بلغارستان و یونان و... نیز انجام دادو ...)

*-ایوانف بلا فاصله بعد از مثبت شدن تست دوپینگ بقیه اعضای تیم برکنار شد.

*-اعضای دوپینگی تیم (که همگی با هماهنگی کادر مربیگری تیم از دارو استفاده می کردند) به اتفاق در سمتهای مهم فدراسیون از جمله مربیگری رده های مختلف سنی مشغولند یا به ورزش بازگشته اند.

3- هفته قبل حسین رضازاده در مصاحبه ای که در تمام روزنامه های کثیر الانتشار چاپ شد اعلام کرد که به زودی به علت آنکه آن را نامهربانی مسوولان و انتظار زیاد مردم از او  و همین طور درد ناشی از سالها تمرین و مسابقه (دقت شود نه مصدومیت و نه بیماری)دانست از ورزش قهرمانی کناره گیری می کند و اگر چاره داشت حتی در المپیک شرکت نمی کرد در واقع افکار عمومی را یرای کناره گیری قریب الوقوع خود آماده کرد.در حالی که عموم مردم به لطف بسیارویژه مسوولان به اوواستفاده ویژه از او به عنوان نماد پیشرفت چشمگیر ایران در ورزش و پاداشهای بسیار کلانی که در این مدت گرفته است اذعان دارند.

 4-بنا به اعلام چند روز قبل  سازمان مبارزه با دوپینگ تمام ورزشکاران اعضامی به المپیک پکن غیر از حسین رضا زاده در تست دوپینگ این سازمان شرکت کردند.

5-بنا به خواهش پزشکان , رییس و اعضای فدراسین وزنه برداری و همین طور اعضای تیم  ملی (جالب است خواهش؟؟؟) ,حسین رضازاده از شرکت در بازیهای المپیک انصراف داد.

***- قابل ذکر است که موفقیت حسین رضازاده در المپیک به طرز بسیار مهمی با سر نوشت اعضا و رئیس فدراسیون وزنه برداری در آینده گره خورده است و بنا به حافظه ورزش ایران معمولا در این مواقع این ورزشکاران هستند که قربانی می شوند.

 

حالا چه شده است که همه به اتفاق خواهان کناره گیری پرافتخار ترین وپر شانس ترین  عضو اعزامی به المپیک هستند؟

*-دیدن نمایشنامه یا شوی کولاک(شبکه 3) در پنج شنبه شب با حضور حسین رضازاده و افشارزاده و اصرار بیش از حد عالم و آدم بر مشکل رضازاده برای شرکت در المپیک چیزهای زیادی را دستگیر بینندگان نکته گیر کرد.  

 

 

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧


 

وقتی يهوديان را گرفتند, سكوت كردم چون يهودی نبودم

      وقتی كمونيستها را گرفتند باز هم سكوت كردم چون كمونيست نبودم و.....

                بالاخره وقتی مرا دستگير كردند ديگر كسی نبود كه اعتراض كند.!

                                                                                                                  برتولت برشت 

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸۳
تگ ها :


 

مردم ايران در طول تاريخ نشان داده اند که دارای صبر و حوصله جهت حل مشکلات جامعه نيستند,در ايران غالبا به جای اينكه از انرژی بالقوه جامعه جهت فشار بر حاكمان واجرای پروژه اصلاح استفاده گرددرسم بر اين است كه از عدم حوصله جامعه استفاده وانرژی ذخيره جامعه به يكباره جاری شده و موجب انقلاب و تعويض حكومت می گردد.بدون آنكه به عوارض مختلف ناشی از انقلاب توجه گردد.

در طی اين فرآيند ناگوار تاريخی در ايران كه به مانند يك دايره مدام در گردش است ,گروههای سياسي(كه از نهادن نام حزب بر آنها جهت عدم تعريف تحزب گرايی در ايران شديدا ابا دارم)بيشترين تقصير را دارند.در واقع در ايران دهها بار انقلاب تجربه شده است ولی تاکنون از اصلاحات به عنوان راهکار درست واثبات شده جهت رفع مطالبات جامعه استفاده نشده است.

علت ديگر اين مشکل,روشنفكران تاريخ معاصر ايران می باشند زيرا همگی آنها به استثنای چند چهره مانند دكتر شريعتی وجلال آل احمد ,دردرون لايه های سياسی شكل پيدا كرده اند وبنا بر جبر حاكم بر كار سياسی كل افكار و ايده های آنها معطوف به كسب قدرت بوده,كه فلسفه تشكيل احزاب و گروههای سياسی است وبنا بر همين دليل جهت كسب سريعتر قدرت بهترين روش را استفاده از پتانسيل پشتوانه های مرمی وحركت يكباره آنها جهت تعويض حاكمان و در واقع انقلاب می بينند ودانسته يا نادانسته بزرگترين ضربه را از جميع جهات به ايران وارد كرده اند.

در اين مدت نبود چهره های فكری سرشناسی كه تعلق فكری كشب قدرت نداشته باشندو فارغ از آن تنها به ملت ومنافع آن فكر كنند به شدت به چشم آمد كسانی كه با راهنما يی های روشنگرانه خود از ملت جهت پيشبرد حركت های اصلاح طلبانه استفاده كنند.

سوال اينجاست كه سرنوشت اعتراض ها وحركت های اخير نمايندگان وقشر خاصی از جامعه كه به حمايت از آنها پرداخته اند(مانند ۳۴۰نفری كه نامه حمايت از تحصن نمايندگان را امضاء كردند)به كجا خواهد انجاميد.؟؟؟

در بخش بعدی سلسله مطالب خود به نتايج احتمالی حوادث اخير خواهم پرداخت.

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

هشت روزاز تحصن نمايندگان اصلاح طلب يا به اصطلاح نمايندگان رد صلاحيت شده ائتلاف دوم خرداد در مجلس می گذرد,با اين وجود هنوز شاهد حمايت جدی وآشكاری از طرف توده های مردم غير از نامه حمايت ۳۴۰ تن ازروزنامه نگاران وفعالان سياسی نبوديم.جالب اينكه در مقاطع گذشته و بخصوص در سالهای سپری شده می ديديم كه با هر حركت نه چندان جالب توجه ائتلاف دوم خرداد توده های مردم وبه واقع دانشجويان به عنوان نماينده عموم مردم به حمايت از اين حركت ها می پرداختند

اكنون زمان آن فرا رسيده كه فعالان سياسی چند ساله اخير كشور كه عموما در قالب ائتلاف دوم خرداد جای می گرفتند,گذری و نظری واقع بينانه بر عملكردشان وعلل از دست دادن پشتوانه های مردمی بياندازند .در واقع در نظر عامه ,ائتلاف دوم خرداد وافراد تشكيل دهنده آن به عنوان كسانی كه از يك سری شعارهای اصلاح طلبانه وعامه فريبانه استفاده كردند وبا ژستی دموكراتيك به قدرت رسيدند تعبير می شودواين يعنی تخريب كامل چهره اين ائتلاف.اكنون هر حركتی كه از سوی افراد منسوب به اين ائتلاف صورت می گيرددر نظر مردم يك بازی سياسی تعبير می شود كه نسبت به آن چند نگرش ذر جامعه وجوددارد:

۱-اين گونه حركت ها به خاطر ردصلاحيت عده ای از نمايندگان بوده واين اعتراضات تا عقب نشينی ضمنی شورای نظارت بر انتخابات و تائيد صلاحيت اين افراد بيستر طول نخواهد كشيد.

۲-اصلاح طلبان جايگاه مردمی خود را از دست رفته می بينندو پيش بينی می كنند با ردصلاحيت هاي شورای نگهبان و با تعداد كم افرادصاحب نامي كه می توانند در انتخابات شركت دهند عملا قدرت خود را بادرصد پايين شركت مردم در انتخابات از دست خواهند داد و بااين گونه حركات می خواهند حمايت اقشار جامعه را در أستانه انتخابات جلب كنند.

۳-اين گونه حركات جهت ايجاد شور وشعف كاذب در انتخابات وگسيل عده بيشتری از مردم به پای صندوقهای رای صورت می گيرد.در واقع نظام پشتوانه های مردمی خود را از دست رفته می بيند وبا در صد پايين مشاركت مردم در انتخابات با بحران عدم مشروعيت در مجامع جهانی روبرو خواهد شد وهمه اينها بازی نظام جهت كشيدن مردم به پای صندوقهاست.

۴-ودر نهايت در نظر عده بسيار معدودی از مردم تحصن نمايندگان ,به منزله آگاهی آنها از اين واقعيت است كه محافظه كاران به هيچ وجه حاضر به مصالحه در جهت پيشرفت حركت های اصلاح طلبانه نيستند.در واقع اين حركت نمايندگان بازگشت به آغوش مردم در جهت رفع انحصار ومبارزه با انحصار طلبی می باشد.

ولی سوال اين است كه در صورت درست بودن گزينه چهارم,ائتلاف چه كرده است كه عموم مردم نسبت به آنها اينگونه فكر می كنند وچه بايد بكنند كه پشتوانه های مردمی خود را بازيابی كنند.در واقع مهمترين نكته ای كه اكنون وجود داردديدمنفی جامعه نسبت به ائتلاف دوم خردادو گروههای تشكيل دهنده آن است ودر اين راستا نمايندگان در صورت راسخ بودن در بازيابی اعتماد عمومی بايد چند كار را انجام دهند:

۱-مقطع تاريخی دوم خرداد بعد از گذشت ۶ سال پايان يافته به نظر می رسدودر واقع در پيش گرفتن راهكارهايی مانند فشار از پايين چانه زنی در بالا, گرفتن امتيازات پشت پرده در چانه زنی های مقامات عالی رتبه نظام و عقب نشينی های هر از گاه گروههای اصلاح طلب از خواسته های خود جهت پرهيز از هرج و مرج اجتماعي(كه خود در واقع كاری درست بوده ولی طريقه انجام آن به منزله شكست اصلاح طلبان از سوی تريبون های محافظه كار تبليغ می شد.)نتيجه منفی داشته باشد.اكنون زمان گذر از يك مقطع تاريخی وورود به مقطع ديگر فرا رسيده است.

۲- ورود به دوره دوم جنبش اصلاح طلبی نيازمند داشتن نامی درخور برای گروههای سياسی حامی آن می باشد.گذاری كه تغيير روش در آن نيازمند تغيير نام نيز می باشدواگر قرار است مجموع اعمال سياسی اين دوره جامعه را به سمت دموكراسی پيش ببرد چه نامه برازنده تر از جنبش حمايت از دموكراسي.

در بخش دوم اين مطلب نظر خود را در مورد علل لزوم گذار ,چگونگی گذار,واز همه مهم تر اعمالی كه در دوره دوم جنبش اصلاح طلبی يا با نام پيشنهادی خودم جنبش حمايت از دموكراسی بايد صورت بگيرد تاحمايت مردمی از آن شكل بگيرد را ذكر خواهم كرد.

نظرات شما دوستان اينجانب را در تكميل اين سلسله مطالب ياری خواهد كرد,چشم انتظار راهنمايی های شما هستم.تابعد.........

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٢
تگ ها :


از ارگ واتيکان تا ارگ بم

دينگ دانگ.....دينگ دانگ

بابا نوئل می چرخد,می خنددوبه كودكان عيدی می دهد وارگ كليسای واتيكان تولد مسيح را از بلندای صليب دوباره آغاز می كند.

      **********

مرگ با گامهای مهيبش از سر شب می گذرددر خيابان وكوچه های بم پرسه می زند تا اينكه سپيده دمان خسته از گردش شبانه بر بم می نشيند.چنان كه در بم نه يادی ماند و نه يادگاری نه نفرتی و نه عشقی نه گذشته ای و نه آينده ای نه اميدی و نه ياسي,همه چيز يكباره بود.

همه چيز يكباره بود نه مينا؟وقتی كله سحر ديو پا توی خوابت گذاشت از ترس رفتی مامان رو بغل كني,ديدی تلی از مصيبت كنارته,بعد هم وسط خيابون هر چی صداش كردی ,مامانی ,ماماني!پتوشو سرش كشيده بودوجوابی نداد.

عزيزكم هنوز آنقدر بزرگ نشده ای كه چهره خانواده ات را به ياد داشته باشي,نه عكسی و نه خاطره اي,هنوز آنقدر بزرگ نشده ای كه قد تو به قد اين زخم برسد اين زخم لعنتي.ميگويند تقديرت بود تقديری كه در حوالی شش ريشتر رقم خورد.

دم دمای غروب بود,مادری كنار ديوار فروخفته ای به انتظار نشسته بود شانه هايش با بم فرريخته بوددر هوا چنگ می زدتا چيزی را به آغوش بگيرد,شوهرش را پسرش را دخترش را.....اما خود را به آغوش می كشيد و دل شكسته اش را بر شانه ويرا نه ها گذاشت وهای های گريست.

حالا عطر گيسوان نبافته دختركش,عطر دل انگيز شوهرش زير هزاران خروار خاك بو گرفته بود.هر نخلی حجله عزيزانش شده بود.مينا به بم بگو مرگ حريف نخل هايش نشد.

و حالا باز هم ارگ واتيكان می نوازد...دينگ دانگ.....دينگ دانگ

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٢
تگ ها :


نمايشگاه وهمايش بزرگداشت ميرزا.نهضت جنگل وآشنايی باگيلان

زمان نمايشگاه:۱۷و۱۸و۱۹ آبان از ساعت ۸ تا ۱۷

زمان همايش:۱۹ آبان از ساعت ۱۵ تا ۲۰

مکان:اوين-دانشگاه شهيد بهشتی-دانشکده ادبيات-تالار مولوی

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

گاهی احساس می کنم آنقدر پرم که ديگر نمی توانم نيمه خالی خود را ببينم چقدر خوب بود ما آدم ها هميشه يک نيمه خالی داشتيم تا با نگاه به آن بفهميم هنوز هنگام سر ريز شدنمان نرسيده است که هنوز وقت آن نرسيده که پر بودن وجودمان ما را وادار به کج کردن خود نمايد که وقت آن نرسيده که وجود خود را سرريز وپر از هيچ ببينيم و برای خالی کردن اين هيچ , اين پوچ لعنتی که فقط وفقط پر بودن را به انسان تزريق می نمايد خود را کج تر نماييم.

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

حدود دو ماه از راه اندازی اين بلاگ می گذرد و در اين مدت سعی کردم بيشتر روی شکل ظاهری بلاگ کار کنم واز طرف ديگر تصميم خود را برای نوع کاری که می خواهم در آن انجام دهم بگيرم و اکنون احساس می کنم زمان آن رسيده که بتوانم نظراتم را در آن منعکس نمايم.

به اميد آنکه روزی ايرانمان همان شود که همه آرزويش را داريم.

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

مادرم خيلی ازتاريکی می ترسيد

دختر عموی من ازتيغ

اسمش منيژه بود

شبی يک تيغ را تا گلويش بردم گفتم بگو منيژه خراست

هم گريست هم گفت هه هه خره

پدرم ميگفت از هيچ چيز نمی ترسد

دروغ می گفت به خدا

روزی تشت رخت از دستان مادرم افتاد

بر پله های آن همه کاشی تا حياط سنگ

وشعله از کبريت تا سيگار ميان انگشتان پدر لرزيد

خدا رفتگان شما را بيا مرزد پدرم را مادرم را هم

اين روزها منيژه کجاست نمی دانم

 اما من می دانم می ترسم از تاريکی مثل تيغ

از صدای افتادن تشت تا زلزله منجيل

از زلزله منجيل تا جنگ خليج فارس.

                                                  بيژن نجدي

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

مهم شناخت هستی وجهان نيست بلکه مهم آن است که چگونه آن را تغييردهيم.                                                                  مارکس

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

کليپ ای ايران

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :


 

کليپ وطن

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :


شوخی مرگ

بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ زدند
وقورباغه ها جدی جدی مردند


يک هايکو (ژاپن)

 

  
نویسنده : ياسر ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :